درود. این گزارش نشست داستاننویسی خانهی هنرمندان شهرکرد در 21 آبانماه 1388 است، که خانم شیدای حیدری، زحمت نوشتن آن را کشیده و تقریباً هم خوب از عهده برآمده است! دستشان درد نکناد! در این نشست قرار بود طبق برنامه، خانم هاجر اللّهبخشی تحقیق و مقالهای دربارهی همینگوی ارائه دهد که بی هیچ خبری اصلاً به نشست نیامدند و قطعاً با ایشان برخورد انضباطی خواهد شد همان گونه که تاکنون با دیگر اعضای کمکار و ... شده است!
ادامهی مطلب را بخوانید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 22:49  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. طبق پیامکی که از طرف دوست گرامی، احمدرضای الیاسی برایم آمده است، ظاهراً قرار است در روز یکشنبه 24 آبان ماه 88، ساعت15:30 بعد از ظهر ، با حضور «احمد شاکری» نشست نقد ادبیّات داستانی در سالن دبیرستان بهشتی فرّخشهر برگزار شود. از چند و چون کار خبر ویژهای ندارم. به هر حال گفتم خبررسانی کنم. در این وانفسای بیتوجّهی به ادبیّات داستانی، این هم خودش کاری است، حالا بگو سخنران آن نشست، کسی مثل احمد شاکری باشد!
چند ساعت بعد از شرکت در نشست بالا:
رفتیم به این نشست و از بیانات و رهنمودهای جناب استاد احمد شاکری، حظّ وافر بردیم. به نظرم حافظ است که گفته:
جای آن است که خون موج زند در دل ِ لعل زین تغابن که خزف می شکند بازارش!
و باز انگار همو گفته که:
معرفت نیست در این قوم، خدا را سببی تا بَرَم گوهر خود را به خریدار دگر!
به هر حال هر کس که از تهران تشریف بیاورند در روستای ما - استان چهارمحال و بختیاری - از تهران آمده است دیگر و به هر حال خیلی «چیز» می داند. بر ماست که مانند بَبَعی! بنشینیم و گوش کنیم!
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 22:8  توسط غلامرضای صفّار
درود. کم پیش آمده است که کسی از اعضای انجمن داستان ما، به این زیبایی گزارش نشست را جاندار و پرمایه ارائه کند و بهتر است بگویم: اصلاً پیش نیامده است! خانم رحمانی در نهایت دقّت و پاکیزگی و حوصلهداری، این گزارش را نوشته است. از سایر اعضا خواهش دارم که به این شکل متعهّدانه، گزارشهایشان از نشست را آماده کنند. با سپاس ویژه از خانم رحمانی، شما را به خواندن گزارش نشست 14 آبانماه 88 در ادامهی مطلب فرامیخوانم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 21:44  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. چند تا داستان و گزارش و تحقیق و این چیزها! در نوبت نشر هستند. کار و گرفتاری و مقالهنویسی و این چیزها! زیاد است. میدانید که من هم، تا متنی را آن طور که دوست دارم (و درست و علمی هم همین است)، ویراسته نکنم (البتّه از نظر فنّی و ظاهری و صفحهآرایی! همان چیزهایی که تقریباً هیچ کس برایشان ارزشی قائل نیست و هر چه هم «روشنفکرتر و پستمدرنتر» و اینها! بیتوجّهتر!!!)، آن را در وبلاگ نمیگذارم. اندکی صبر، حلوا سازیم!!!آقای احمد مولوی زحمت کشیدند و خواستهی من را با لطف بسیار به جا آورده و برای هر یک از اعضای نشست داستاننویسی، موضوعی را مشخّص کردهاند تا دربارهی آن، تحقیقی و مقالهای در نشست ارائه دهند، بعد آن را در وبلاگ بگذاریم و اگر هم خیلی خوب بود، برای چاپش در مجلّهای اقدام کنیم. البتّه تقریباً یکی – دو ماهی حوصله به خرج دادم و انتخاب موضوع را به عهدهی خود اعضا گذاشتم، امّا دیدم انگار طبق یکی از خُلقیّات شریف ما ایرانیان! تا اجباری در کار نباشد، کار به سامان نمیرسد! البتّه برخی موضوعی را انتخاب کردند امّا چون همه با هم یکدست و همآهنگ نبودند، این کار را به آقای مولوی واگذار کردم. سه موضوع اوّل به خیر و خوشی انجام و در نشست ارائه شدند! مانده سایر موضوعات که به شرح زیر است:
30/7/88 خانم محمّدیزاده: بیژن نجدی
7/8/88 خانم کبیری: صادق هدایت
14/8/88 آقای مولوی: هاروکی موراکامی
21/8/88 خانم اللهبخشی: داستان مینیمال
28/8/88 خانم رحمانی: رئالیسم
5/9/88 خانم صیّادیفر: رئالیسم جادویی
12/9/88 خانم طاهریان: داستان لحظهای
19/9/88 خانم غلامی: سیمین دانشور
26/9/88 خانم بیگی: سیّال ذهن در آثار ویرجینیا وولف
3/10/88 خانم حیدری: لحن
10/10/88 آقای خاکیان: شخصیّت در داستان
17/10/88 خانم ملکشعبانی: گونههای داستان کوتاه
24/10/88 خانم قاسمی: داستان مینیمال و شخصیّتپردازی
البتّه شاید میشد دهها جور دیگر هم برای اعضا، موضوعاتی انتخاب کرد و چشماندازها و اهداف دیگری را هم در نظر گرفت و چه و چه! امّا مهم این بود که این کار صورت بگیرد و آغاز شود و دوستان به طور جدّی دربارهی داستان و حواشی آن کار کنند. دوستانی که نامشان در فهرست بالا نیست و دوست دارند چیزی بنویسند، در بخش نظرها یادداشتی بگذارند. پیشنهادهای شما را میشنویم!
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 12:56  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. نوشتهی زیر دربارهی دختر پرتقالی (و دنیای سوفی) است که خانم رحمانی، با زیبایی آن را نوشته است. ضمن سپاسگزاری از ایشان، ادامهی مطلب را بخوانید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 14:5  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. این گزارش نشت داستاننویسی پنجشنبه بیست و سوم مهرماه هشتاد و هشت است. آقای مولوی زحمت آن را کشیدهاند. مثل داستانهایش کوتاه و مختصر است! ادامهی مطلب را بخوانید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 13:37  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. این گزارش و شاید بهتر باشد بگویم: نقد و بررسی و مقایسهی دو رمان از خالد حسینی (بادباکباز و هزار خورشید تابان) است که خانم هاجر الّلهبخشی با دقّت خوبی آن را تهیّه کرده است. با سپاسگزاری از ایشان، شما را به خواندن آن در ادامهی مطلب دعوت میکنم. نقد فراموش نشود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 11:10  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. این گزراش رمان «لیدی ال» است که خانم گلشن جعفريان آن را تهیّه و کتاب را معرّفی کرده است. نقد فراموش نشود.
ادامهی مطلب را بخوانید لطفاً.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 10:35  توسط غلامرضای صفّار
|
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 5:37  توسط غلامرضای صفّار
درود. اين هم نوعي گزارشنويسي است! جدولي و جمع و جور! خانم پروين كبيري نوشته. نكته: خانم كبيري، خيلي «استاد استاد» كرده! زياد جدّي نگيريد لطفاً. هر چه يادآوري ميكنم، نگويند، بيشتر ميگويند! به خاطر همین گزارش جدولی مجبور شدم قالب وبلاگ را عوض کنم تا جدول کامل نمایش داده شود! نظر بدهيد. ادامهی مطلب را بخوانید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 11:53  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. گزارش آخرین نشست داستان (12/6/88) را بخوانید. از آقای خاکیان برای نوشتن آن سپاسگزاری میکنم. بهتر نوشتهاند امّا میتوانند بسیار بهتر از این بنویسند. امیدوارم گزارشهایی که دوستان مینویسند، بهوقتتر به من برسد! ادامهی مطلب را بخوانید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 0:18  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. «من به تو قول میدهم»، نخستین داستان – شاید بهتر باشد بگویم: نوشتهای که میخواسته داستان بشود – از خانم اللّهبخشی است که در نشست داستان خوانده شد و به خواست خودشان، اکنون برای خواندن و تقد شما دوستان به روی وبلاگ میآید. راهنمایی کنید لطفاً.
ادامهی مطلب را بخوانید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 23:40  توسط غلامرضای صفّار
|
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 11:21  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. داستان زير از آقاي بهروز صادقي هفشجاني است كه در نشست چند هفته پيش خواندند و مفصّلاً نقد شد. سرجمع داستان خوبي است. بخوانيد و اگر دوست داشتيد، نقد كنيد! شايد بعداً خودم نظرم را نوشتم! ادامهي مطلب را بخوانيد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 23:35  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. اين گزارش نشست 5شهريورماه 88 است كه خانم محمّديزاده آن را نگاشتهاند. بخوانيد و اگر انتقادي بود، بيان كنيد. ادامهي مطلب را بخوانيد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 23:31  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. گزارشي كه ميخوانيد از خانم پريساي رحماني است دربارهي كتابي با نام "بيگ بوي خانه را ترک مي کند." از ريچارد رايت. بخوانيد و لذّت ببريد و نقد كنيد. ادامهي مطلب را بخوانيد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 23:25  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. داستانی دیگر از علیاصغر قائدی برای خواندن میگذرام. این داستان و نویسندهاش را از نقد و نظر خود بینصیب نگذارید! بدرود.ادامهی مطلب را بخوانید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 12:48  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. این گزارش انجمن داستان خانهی هنرمندان شهرکرد در تاریخ 29؛ 5؛ 88 است. نوبت نوشتن گزارش بر عهدهی علی اصغر قائدی بود که به علّت پارهای از مشکلات! نتوانست در این نشست باشد و زحمت نوشتن گزارش را دوستش علی صفری کشید. بار نخست است که گزارش مینویسد و کمی و کاستیهایی دارد که مهمترینش کلّیگویی است! امیدوارم گزارشهای بعدیاش بهتر باشد! آن را با ویرایش من که طبق معمول کلّی وقتم را گرفت، بخوانید!
ادامهی مطلب را بخوانید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 19:56  توسط غلامرضای صفّار
|
موضوعات پیشنهادی که اعضای انجمن داستاننویسی خانهی هنرمندان شهرکرد باید تا 29/5/88 حتماً یک موضوع را انتخاب و اعلام کنند و دربارهی آن مقالهای برای ارائه در کلاس و سپس وبلاگ، تهیّه فرمایند. از نوع آش خاله است!
1- بحث كلّي دربارهی يكي از نويسندگان بزرگ، شامل: معرّفي او و آثارش و سپس دست کم خوانش و نقد يك داستان كوتاه از او. (آنتوان چخوف، گابريل گارسيا ماركز، ويرجينيا وولف، فرانتس كافكا، ارنست همينگوي، جيمز جويس، دوراس، ريموند كارور، بورخس، تولستوي، كارلوسكاستاندا، پل استر، ريچارد براتيگان، فاكنر، دوس پاسوس، ديويد لينچ، سلينجر و هر نویسندهی بزرگ دیگر. ایرانیها را ننوشتم چون انتخاب خیلی سخت بود!!!)
از شمارهی 2 به بعد، موضوعات مربوط به ادبیّات داستانی است:
2- انواع بيان (بيان شرحي، بيان توصيفي، بيان روايتي، بيان مباحثهاي، بيان ترغيبي)
3- جريان سيّال ذهن
4- حالت تعليق
5- حركت داستاني
6- تك گويي، خودگويي، حديث نفس
7- داستان كوتاهِ كوتاه، داستانك، داستان مينيمال
8- داستان نمادين و نماد
9- راوي (چندگانه، بيطرف، خودآگاه، سادهلوح، غير قابل اعتماد، ناآگاه، مفسّر)
10- رمان بازاري
11- رمانتيسم، خيالگرايي
12- داستان شخصيّت
13- داستان لحظهاي
14- شخصيّت در داستان (اصلي، ايستا و پويا، جامع، ساده، مخالف، مقابل، همراز)
15- شيوهي نگارش style
16- قهرمان و ضدّ قهرمان
17- ضرب آهنگ
18- كمدي و طنز در داستان
19- لحن
20- ناتوراليسم Naturalism
21- واقع گرايي Realism
22- واقع گرايي جادويي Magic Realism
23- اكسپرسيونيسم Expressionism
24- سور رئاليسم
25- تضاد
26- قصّه، قطعهي ادبي، داستان
27- گونههاي داستان كوتاه
28- انواع كشمكش در داستان
29- زمان
30- اهميّت و چه گونگي رعايت علائم نگارشي در داستان و كاربرد درست جملهی فارسی و قواعد دستور زبان مانند جایگاه "را" در جمله و و دهها اشکال رایج دیگر (البتّه اگر کسی نگوید: دوست دارم غلط بنویسم! 

)
این هم نام و تاریخ برای دوستانی که باید گزارش نشست را تهیّه کنند:
1- ۲۲؛۵؛۸۸ روياي صيّاديفر
2- ۲۹؛۵؛۸۸ علياصغر قائدي
3- ۵؛۶؛۸۸ مرضيهي محمّديزاده
4- ۱۲؛۶؛۸۸ فرهاد خاكيان
5- ۱۹؛۶؛۸۸ پروين كبيري
6- ۲۶؛۶؛۸۸ شيمای مبيني
7- ۲؛۷؛۸۸ حسين قطره
8- ۹؛۷؛۸۸ مريم غلامي
9- ۱۶؛۷؛۸۸ علي صفري
10- ۲۳؛۷؛۸۸ احمد مولوي
11- ۳۰؛۷؛۸۸ محمّدرضاي سجّادي
12- ۷؛۸؛۸۸ محبوبهي عليرضايي
13- ۱۴؛۸؛۸۸ نرگس طاهريان
14- ۲۱؛۸؛۸۸ شيدای حيدري
15- ۲۸؛۸؛۸۸ فرزانهی بيگي
16- ۵؛۹؛۸۸ سيّد رحيم پوراحمد
17- ۱۲؛۹؛۸۸ نجمهي سلطاني
چند یادآوری:
* به منظور بهتر شدن كيفيّت داستانهايي كه در جلسه خوانده ميشوند، داستان هر يك از نويسندگان ميبايست توسّط دو نفر از سه نفر اعضای ارشد (کلاً شش نفرند) کلاس تأیید شودِ. مفصّل این مجمل در گزارش خانم صیّادیفرد آمده است. بدیهی است داستان خود اعضاي اين گروه شش نفره که هر بار سه نفرشان یک داستان را برای تأیید میخوانند، احتياج به تاييدیّه برای خواندن ندارد! (مرگ بر استبداد!
)
اعضای یادشده، ميبايد داستانها را ظرف مدّت حدّاكثر يك هفته مطالعه و نظر خود را اعلام كنند.
در صورت تأييد شدن داستانهاي فوقالعاده ضعيف، اعضا، حذف و در صورت وجود داشتن فرد مناسب، جايگزين خواهند شد.
* پيگيري آماده شدن مطالب در مورد عناصر داستان، به تناوب، به عهدهي يكي از اعضای انجمن ميباشد که برای شروع آقاي احمد مولوي این وظیفه را بر عهده خواهند داشت.
امیدوارم دوستان عزیز، درست و حسابی، همیاری کنند چرا که به جد بر این باورم که داشتن یک کلاس یا جلسهی سه – چهار نفرهی فعّال و پویا، بهتر از یک نشست سی نفرهی بیحال و ایستا میباشد نقطه!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 9:22  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. این گزارش خانم رویای صِّادیفرد از نشست 22/5/88 است که با یک روز تأخیر و البتّه کلّی اشکال ویرایشی به من و سپس وبلاگ رسید! ویرایش فنّی و تا حدودی زبانی آن، کلّی وقتم را گرفت! امیدوارم دیگر دوستان رعایت کنند! باور کنید وقت من برای ویرایش غلطهای ابتدایی شما خیلی خیلی کم است!
(حتماً به کسی هم بر نخواهد خورد!
) به هر حال از ایشان سپاسگزارم.
ادامهی مطلب را بخوانید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 9:20  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. داستان «گم و
گور» را از علی قائدی بخوانید و نقد کنید. علی یکی دو سالی بیشتر نیست
که وارد فضای داستاننویسی شده، امّا شوربختانه آن چنان که باید جدّی کار
نکرده است! با نقد خود راهنماییاش کنید.
نظر کوتاه خودم را در پایان کار نوشتهام. ادامهی مطلب را بخوانید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 23:45  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. با مطلبی دربارهی زندهیادان مهدی آذریزدی و محمّد حقوقی در وبلاگ ویژهی خودم (ناگهانهای بیسببی) در خدمت شمایم. قدم رنجه فرما که خانه، خانهی توست!
این جا را کلیک کنید:ناگهان های بی سببی
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 12:4  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. در ادامهی مطلب، نوشتهی رضای یزدانپناه را دربارهی رمان معروف «بلندیهای بادگیر» را که در نشست اخیر انجمن داستاننویسی خانهی هنرمندان شهرکرد ارائه کرد، بخوانید و نظر خود را نیز اعلام فرمایید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 23:42  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. در ادامهی مطلب، گزارش رضای یزدانپناه از نشست اخیر انجمن داستان (15؛ 5؛ 1387) را بخوانید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 23:39  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. داستان « گوجههایی که اگر به دادشان نرسیده بود میگندیدند.» از احمد مولوی را بخوانید و نظر دهید. در نشست که مفصّل نقد شد. از کارهای قبلی احمد بهتر است و ابهام آن، پذیرفتنیتر و به ویژه طبیعی است. با نگاهی متفاوت به یک مقولهی کاملاً پیش پا افتاده و روزانه؛ یعنی اختلاف زن و شوهرهایی که روزی عاشق سینهچاک هم بودهاند، داستانی نو آفریده است. مهمترین تکنیک این داستان، بازگشت به گذشتههای پی در پی است که خوب از عهدهی آن برآمده است. البتّه خود احمد گفت: خواب است! که کاش نگفته بود! به هر حال. احمد به بعضی چیزها هم انگار نمیخواهد گوش بدهد یا فراموش میکند یا از بیخ و بن قبولشان ندارد. یک نکتهی کوچکش همین که: «بلند میشوم و توی حال میروم.» و «هال» است نه «حال»! و با این که گفتم باز همان را نوشته. مسائل مربوط به اصول داستان به کنار!
«ادامهی مطلب» را بخوانید و نقد کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 9:53  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. سرانجام پس از چند هفته یکی از اعضا، زحت کشیدند و گزارش نشست انجمن داستاننویسی خود را آماده کردند! راستش نمیخواهم بچّهها را وادار به این کار یا هر کار دیگر کنم! خودشان باید تشخیص دهند که حتماً نشخیص میدهند که خیلی به وبلاگ خود حال ندهند!!! به هر حال ... «ادامهی مطلب» را بخوانید.
گزارش نشست داستاننویسی پنجشنبه 18/04/1388
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 9:50  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. این هم یادداشتی از آقای مولوی دربارهی یکی از کارهای بکت. «ادامهی مطلب» را بخوانید و نقد کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:38  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. داستان «نیمبها» از فرهاد خاکیان را در «ادامهی مطلب» بخوانید و نظر دهید. آقای خاکیان در داستان نوشتن شروع به تغییر روش کردهاند و همین خوب است.
به نظر خود من، این نوشته، طرح آغازین یک داستان است و باید گسترش پیدا کند. یک نفر بلیطی نیمبها دارد و میخواهد با آن به سینما برود و نمیتواند! یعنی چه قدر باید این کار را تفسیر کنیم تا چیزی از آن دربیاید؟! کارکرد دست چپ و راست در این نوشته چیست؟ دیگر این که اگر قرار است این کار به همین کوتاهی نوشته شود، میشد باز هم چیزهایی از آن حذف کرد. یک نمونهی کوچک: «دست راستش را داخل جیبش کرد.» شناسهی «ش» در «جیبش» اضافه است. نمونههای بزرگتر را خودتان پیدا کنید! اینها را در نشست داستان به آقای خاکیان گفتم امّا یا متوجّه نشدند یا تشخیص دادند که نباید عوض شوند!!! دیگر این که سفارش اکید دارم که ایشان در این مرحله از داستان نویسی نباید این قدر کوتاه بنویسند!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:35  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. داستان «نیمبها» از فرهاد خاکیان را در «ادامهی مطلب» بخوانید و نظر دهید. آقای خاکیان در داستان نوشتن شروع به تغییر روش کردهاند و همین خوب است.
به نظر خود من، این نوشته، طرح آغازین یک داستان است و باید گسترش پیدا کند. یک نفر بلیطی نیمبها دارد و میخواهد با آن به سینما برود و نمیتواند! یعنی چه قدر باید این کار را تفسیر کنیم تا چیزی از آن دربیاید؟! کارکرد دست چپ و راست در این نوشته چیست؟ دیگر این که اگر قرار است این کار به همین کوتاهی نوشته شود، میشد باز هم چیزهایی از آن حذف کرد. یک نمونهی کوچک: «دست راستش را داخل جیبش کرد.» شناسهی «ش» در «جیبش» اضافه است. نمونههای بزرگتر را خودتان پیدا کنید! اینها را در نشست داستان به آقای خاکیان گفتم امّا یا متوجّه نشدند یا تشخیص دادند که نباید عوض شوند!!! دیگر این که سفارش اکید دارم که ایشان نباید این قدر کوتاه بنویسند. حالا وقت این طور نوشتن نیست.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:30  توسط غلامرضای صفّار
|
درود. اين هم يك نوشته از خانم سلطاني كه قطعاً نميتوان نام «داستان» بر
آن گذاشت. اميدوارم نوشتههاي بعدي ايشان، داستانتر باشد! «ادامهي مطلب» را بخوانيد و نظر بدهيد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 21:8  توسط غلامرضای صفّار
|