تبليغاتX
داستانستانی

داستانستانی

آینه‌ی انجمن داستان‌نویسی خانه‌ی هنرمندان شهرکرد

پری سای رحمانی / دختر پرتقالی

درود. نوشته‌ی زیر درباره‌ی دختر پرتقالی (و دنیای سوفی) است که خانم رحمانی، با زیبایی آن را نوشته است. ضمن سپاس‌گزاری از ایشان، ادامه‌ی مطلب را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 14:5  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

احمد مولوی / گزارش نشست 23 مهر 88

درود. این گزارش نشت داستان‌نویسی پنج‌شنبه بیست و سوم مهرماه هشتاد و هشت است. آقای مولوی زحمت آن را کشیده‌اند. مثل داستان‌هایش کوتاه و مختصر است! ادامه‌ی مطلب را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 13:37  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

هاجر الّله‌بخشی / بادباک‌باز و هزار خورشید تابان

درود. این گزارش و شاید به‌تر باشد بگویم: نقد و بررسی و مقایسه‌ی دو رمان از خالد حسینی (بادباک‌باز و هزار خورشید تابان) است که خانم هاجر الّله‌بخشی با دقّت خوبی آن را تهیّه کرده است. با سپاس‌گزاری از ایشان، شما را به خواندن آن در ادامه‌ی مطلب دعوت می‌کنم. نقد فراموش نشود.‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 11:10  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

گل‌شن جعفريان / لیدی ال

درود. این گزراش رمان «لیدی ال» است که خانم گل‌شن جعفريان آن را تهیّه و کتاب را معرّفی کرده است. نقد فراموش نشود.
ادامه‌ی مطلب را بخوانید لطفاً.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 10:35  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

ز کارها که کنی شعر حافظ از بر کن!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 5:37  توسط غلام‌رضای صفّار 

گزارش نشست 19؛ 6؛ 88 / پروین کبیری

درود. اين هم نوعي گزارش‌نويسي است! جدولي و جمع و جور! خانم پروين كبيري نوشته. نكته: خانم كبيري،‌ خيلي «استاد استاد» كرده! زياد جدّي نگيريد لطفاً. هر چه يادآوري مي‌كنم، نگويند، بيش‌تر مي‌گويند!  به خاطر همین گزارش جدولی مجبور شدم قالب وبلاگ را عوض کنم تا جدول کامل نمایش داده شود! نظر بدهيد. ادامه‌ی مطلب را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 11:53  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

گزارش نشست 12؛ 6؛ 88 / خاکیان

درود. گزارش آخرین نشست داستان (12/6/88) را بخوانید. از آقای خاکیان برای نوشتن آن سپاس‌گزاری می‌کنم. به‌تر نوشته‌اند امّا می‌توانند بسیار به‌تر از این بنویسند. امیدوارم گزارش‌هایی که دوستان می‌نویسند، به‌وقت‌تر به من برسد! ادامه‌ی مطلب را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 0:18  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

هاجر اللّه‌بخشی / من به تو قول می‌دهم

درود. «من به تو قول می‌دهم»، نخستین داستان – شاید به‌تر باشد بگویم: نوشته‌ای که می‌خواسته داستان بشود – از خانم اللّه‌بخشی است که در نشست داستان خوانده شد و به خواست خودشان، اکنون برای خواندن و تقد شما دوستان به روی وبلاگ می‌آید. راه‌نمایی کنید لطفاً.
ادامه‌ی مطلب را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 23:40  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

دعوت به مهمانی2 کشکول شعر...

درود. با مطلبی درباره‌ی شعر و شاعری‌های اخیر در مجلس، در وبلاگ شخصی خودم «ناگهان‌های بی‌سببی» جویای اندیشه و نقد شمایم. بفرمایید. این جا را کلیک کنید. کشکول شعر شاعران مجلس ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 11:21  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

به‌روز صادقي هفشجاني / يه کانن نيمه‌حرفه اي با نيم نمره گارانتي

درود. داستان زير از آقاي به‌روز صادقي هفشجاني است كه در نشست چند هفته پيش خواندند و مفصّلاً نقد شد. سرجمع داستان خوبي است. بخوانيد و اگر دوست داشتيد، نقد كنيد! شايد بعداً خودم نظرم را نوشتم! ادامه‌ي مطلب را بخوانيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 23:35  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

گزارش 5شهريورماه 88 / مرضيّه‌ي محمّدي‌زاده

درود. اين گزارش نشست 5شهريورماه 88 است كه خانم محمّدي‌زاده آن را نگاشته‌اند. بخوانيد و اگر انتقادي بود، بيان كنيد. ادامه‌ي مطلب را بخوانيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 23:31  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

پري‌ساي رحماني/بيگ بوي خانه را ترک مي کند.

درود. گزارشي كه مي‌خوانيد از خانم پري‌ساي رحماني است درباره‌ي كتابي با نام "بيگ بوي خانه را ترک مي کند." از ريچارد رايت. بخوانيد و لذّت ببريد و نقد كنيد. ادامه‌ي مطلب را بخوانيد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 23:25  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

علی اصغر قائدی / رعد

درود. داستانی دیگر از علی‌اصغر قائدی برای خواندن می‌گذرام. این داستان و نویسنده‌اش را از نقد و نظر خود بی‌نصیب نگذارید! بدرود.‏ادامه‌ی مطلب را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 12:48  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

گزارش نشست29/5/88 صفری

درود. این گزارش انجمن داستان خانه‌ی هنرمندان شهرکرد در تاریخ 29؛ 5؛ 88 است. نوبت نوشتن گزارش بر عهده‌ی علی اصغر قائدی بود که به علّت پاره‌ای از مشکلات! نتوانست در این نشست باشد و زحمت نوشتن گزارش را دوستش علی صفری کشید. بار نخست است که گزارش می‌نویسد و کمی و کاستی‌هایی دارد که مهم‌ترینش کلّی‌گویی است! امیدوارم گزارش‌های بعدی‌اش به‌تر باشد! آن را با ویرایش من که طبق معمول کلّی وقتم را گرفت، بخوانید!‏

ادامه‌ی مطلب را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 19:56  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

موضوعات پیش‌نهادی مقالات / نام اعضا و تاریخ گزارش نویسی

موضوعات پیش‌نهادی که اعضای انجمن داستان‌نویسی خانه‌ی هنرمندان شهرکرد باید تا 29/5/88 حتماً یک موضوع را انتخاب و اعلام کنند و درباره‌ی آن مقاله‌ای برای ارائه در کلاس و سپس وبلاگ، تهیّه فرمایند. از نوع آش خاله است!‏

‏1- بحث كلّي درباره‌ی يكي از نويسندگان بزرگ، شامل: معرّفي او و آثارش و سپس دست کم خوانش و نقد  يك داستان كوتاه از او. (آنتوان چخوف، گابريل گارسيا ماركز، ويرجينيا وولف، فرانتس كافكا، ارنست همينگوي، جيمز جويس، دوراس، ريموند كارور، بورخس، تولستوي، كارلوس‌كاستاندا، پل استر، ريچارد براتيگان، فاكنر، دوس پاسوس، ديويد لينچ، سلينجر و هر نویسنده‌ی بزرگ دیگر. ایرانی‌ها را ننوشتم چون انتخاب خیلی سخت بود!!!)

از شماره‌ی 2 به بعد، موضوعات مربوط به ادبیّات داستانی است:

2- انواع بيان (بيان شرحي، بيان توصيفي، بيان روايتي، بيان مباحثه‌اي، بيان ترغيبي)
3- جريان سيّال ذهن
4- حالت تعليق
5- حركت داستاني
6- تك گويي، خودگويي، حديث نفس
7- داستان كوتاهِ كوتاه، داستانك، داستان مينيمال
8- داستان نمادين و نماد
9- راوي (چندگانه، بي‌طرف، خودآگاه‌، ساده‌لوح، غير قابل اعتماد، نا‌آگاه، مفسّر)
10- رمان بازاري
11- رمانتيسم، خيال‌گرايي
12- داستان شخصيّت
13- داستان لحظه‌اي
14- شخصيّت در داستان (اصلي، ايستا و پويا، جامع، ساده، مخالف، مقابل، هم‌راز)
15- شيوه‌ي نگارش ‏style
‏16- قهرمان و ضدّ قهرمان
17- ضرب آهنگ
18- كمدي و طنز در داستان
19- لحن
20- ناتوراليسم ‏Naturalism
‏21- واقع ‌گرايي ‏Realism
‏22- واقع گرايي جادويي ‏Magic Realism
‏23- اكسپرسيونيسم ‏Expressionism
‏24- سور رئاليسم 
25- تضاد
26- قصّه، قطعه‌ي ادبي، داستان
27- گونه‌هاي داستان كوتاه
28- انواع كش‌مكش در داستان
29- زمان
30- اهميّت و چه گونگي رعايت علائم نگارشي در داستان و كاربرد درست جمله‌ی فارسی و قواعد دستور زبان مانند جای‌گاه "را" در جمله و و ده‌ها اشکال رایج دیگر (البتّه اگر کسی نگوید: دوست دارم غلط بنویسم! )

این هم نام و تاریخ برای دوستانی که باید گزارش نشست را تهیّه کنند:

‏1- ۲۲؛۵؛۸۸    روياي صيّادي‌فر
‏2- ۲۹؛۵؛۸۸    علي‌اصغر قائدي
‏3- ۵؛۶؛۸۸      مرضيه‌ي محمّدي‌زاده
‏4- ۱۲؛۶؛۸۸    فرهاد خاكيان
‏5- ۱۹؛۶؛۸۸    پروين كبيري
‏6- ۲۶؛۶؛۸۸    شيمای مبيني‏
‏7- ۲؛۷؛۸۸      حسين قطره
‏8- ۹؛۷؛۸۸      مريم غلامي
‏9- ۱۶؛۷؛۸۸    علي صفري‏
‏10- ۲۳؛۷؛۸۸  احمد مولوي
‏11- ۳۰؛۷؛۸۸   محمّد‌رضاي سجّادي
‏12- ۷؛۸؛۸۸     محبوبه‌ي علي‌رضايي
‏13- ۱۴؛۸؛۸۸    نرگس طاهريان
‏14- ۲۱؛۸؛۸۸   شيدای حيدري‏
‏15- ۲۸؛۸؛۸۸   فرزانه‏‌ی بيگي‏
‏16- ۵؛۹؛۸۸    سيّد رحيم پوراحمد
‏17-  ۱۲؛۹؛۸۸  نجمه‌ي سلطاني


چند یادآوری:

‏* به منظور به‌تر شدن كيفيّت داستان‌هايي كه در جلسه خوانده مي‌شوند، داستان هر يك از نويسندگان مي‌بايست توسّط دو نفر از سه نفر اعضای ارشد (کلاً شش نفرند) کلاس تأیید شودِ. مفصّل این مجمل در گزارش خانم صیّادی‌فرد آمده است. بدیهی است داستان خود اعضاي اين گروه شش نفره که هر بار سه نفرشان یک داستان را برای تأیید می‌خوانند، احتياج به تاييدیّه برای خواندن ندارد! (مرگ بر استبداد!)‏
اعضای یادشده، مي‌بايد داستان‌ها را ظرف مدّت حدّاكثر يك هفته مطالعه و نظر خود را اعلام كنند.
در صورت تأييد شدن داستان‌هاي فوق‌العاده ضعيف، اعضا، حذف و در صورت وجود داشتن فرد مناسب، جاي‌گزين خواهند شد.

‏* پي‌گيري آماده شدن مطالب در مورد عناصر داستان، به تناوب، به عهده‌ي يكي از اعضای انجمن مي‌باشد که برای شروع آقاي احمد مولوي این وظیفه را بر عهده خواهند داشت.‏

امیدوارم دوستان عزیز، درست و حسابی، هم‌یاری کنند چرا که به جد بر این باورم که داشتن یک کلاس یا جلسه‌ی سه – چهار نفره‌ی فعّال و پویا، به‌تر از یک نشست سی نفره‌ی بی‌حال و ایستا می‌باشد نقطه!‏

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 9:22  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

گزارش نشست22/5/88 صِّادی‌فرد

درود. این گزارش خانم رویای صِّادی‌فرد از نشست 22/5/88 است که با یک روز تأخیر و البتّه کلّی اشکال ویرایشی به من و سپس وبلاگ رسید! ویرایش فنّی و تا حدودی زبانی آن، کلّی وقتم را گرفت! امیدوارم دیگر دوستان رعایت کنند! باور کنید وقت من برای ویرایش غلط‌های ابتدایی شما خیلی خیلی کم است!(حتماً به کسی هم بر نخواهد خورد!) به هر حال از ایشان سپاس‌گزارم.
ادامه‌ی مطلب را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 9:20  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

علی صغر قائدی / گم و گور

درود. داستان «گم و گور»  را از علی قائدی بخوانید و نقد کنید. علی یکی دو سالی بیش‌تر نیست که وارد فضای داستان‌نویسی شده، امّا شوربختانه آن چنان که باید جدّی کار نکرده است! با نقد خود راه‌نمایی‌اش کنید.‏
نظر کوتاه خودم را در پایان کار نوشته‌ام.‏
ادامه‌ی مطلب را بخوانید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 23:45  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

دعوت به مهمانی!

درود. با مطلبی درباره‌ی زنده‌یادان مهدی آذریزدی و محمّد حقوقی در وبلاگ ویژه‌ی خودم (ناگهان‌های بی‌سببی) در خدمت شمایم. قدم رنجه فرما که خانه، خانه‌ی توست!

این جا را کلیک کنید:ناگهان های بی سببی

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 12:4  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

بلندی‌های بادگیر / رضای یزدان‌پناه‏

درود. در ادامه‌ی مطلب، نوشته‌ی رضای یزدان‌پناه را درباره‌ی رمان معروف «بلندی‌های بادگیر» را که در نشست اخیر انجمن داستان‌نویسی خانه‌ی هنرمندان شهرکرد ارائه کرد، بخوانید و نظر خود را نیز اعلام فرمایید.‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 23:42  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

گزارش انجمن داستان15؛ 5؛ 1388 / رضای یزدان‌پناه

درود. در ادامه‌ی مطلب، گزارش رضای یزدان‌پناه از نشست اخیر انجمن داستان (15؛ 5؛ 1387) را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 23:39  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

احمد مولوی / گوجه‌هایی که اگر...

درود. داستان « گوجه‌هایی که اگر به دادشان نرسیده بود می‌گندیدند.» از احمد مولوی را بخوانید و نظر دهید. در نشست که مفصّل نقد شد. از کارهای قبلی احمد به‌تر است و ابهام آن، پذیرفتنی‌تر و به ویژه طبیعی است. با نگاهی متفاوت به یک مقوله‌ی کاملاً پیش پا افتاده و روزانه؛ یعنی اختلاف زن و شوهرهایی که روزی عاشق سینه‌چاک هم بوده‌اند، داستانی نو آفریده است. مهم‌ترین تکنیک این داستان، بازگشت به گذشته‌های پی در پی است که خوب از عهده‌ی آن برآمده است. البتّه خود احمد گفت: خواب است! که کاش نگفته بود! به هر حال. احمد به بعضی چیزها هم انگار نمی‌خواهد گوش بدهد یا فراموش می‌کند یا از بیخ و بن قبولشان ندارد. یک نکته‌ی کوچکش همین که: «بلند می‌شوم و توی حال می‌روم.» و «هال» است نه «حال»! و با این که گفتم باز همان را نوشته. مسائل مربوط به اصول داستان به کنار!
«ادامه‌ی مطلب» را بخوانید و نقد کنید.‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 9:53  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

فرهاد خاکیان / گزارش نشست داستان‌نویسی پنجشنبه 18/04/1388‏

درود. سرانجام پس از چند هفته یکی از اعضا، زحت کشیدند و گزارش نشست انجمن داستان‌نویسی خود را آماده کردند! راستش نمی‌خواهم بچّه‌ها را وادار به این کار یا هر کار دیگر کنم! خودشان باید تشخیص دهند که حتماً نشخیص می‌دهند که خیلی به وبلاگ خود حال ندهند!!! به هر حال‎ ‎‏... «ادامه‌ی مطلب» را بخوانید.

گزارش نشست داستان‌نویسی پنجشنبه 18/04/1388‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 9:50  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

احمد مولوی: همه‌ی افتادگان / بکت

درود. این هم یادداشتی از آقای مولوی درباره‌ی یکی از کارهای بکت. «ادامه‌ی مطلب» را بخوانید و نقد کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:38  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

نیم‌بها / فرهاد خاکیان

درود. داستان «نیم‌بها» از فرهاد خاکیان را در «ادامه‌ی مطلب» بخوانید و نظر دهید. آقای خاکیان در داستان نوشتن شروع به تغییر روش کرده‌اند و همین خوب است.‏
به نظر خود من، این نوشته،  طرح آغازین یک داستان است و باید گسترش پیدا کند. یک نفر بلیطی نیم‌بها دارد و می‌خواهد با آن به سینما برود و نمی‌تواند! یعنی چه قدر باید این کار را تفسیر کنیم تا چیزی از آن دربیاید؟! کارکرد دست چپ و راست در این نوشته چیست؟ دیگر این که اگر قرار است این کار به همین کوتاهی نوشته شود، می‌شد باز هم چیزهایی از آن حذف کرد. یک نمونه‌ی کوچک: «دست راستش را داخل جیبش کرد.» شناسه‌ی «ش» در «جیبش» اضافه است. نمونه‌های بزرگ‌تر را خودتان پیدا کنید! این‌ها را در نشست داستان به آقای خاکیان گفتم امّا یا متوجّه نشدند یا تشخیص دادند که نباید عوض شوند!!!‏ دیگر این که سفارش اکید دارم که ایشان در این مرحله از داستان نویسی نباید این قدر کوتاه بنویسند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:35  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

نیم‌بها / فرهاد خاکیان

درود. داستان «نیم‌بها» از فرهاد خاکیان را در «ادامه‌ی مطلب» بخوانید و نظر دهید. آقای خاکیان در داستان نوشتن شروع به تغییر روش کرده‌اند و همین خوب است.‏
به نظر خود من، این نوشته،  طرح آغازین یک داستان است و باید گسترش پیدا کند. یک نفر بلیطی نیم‌بها دارد و می‌خواهد با آن به سینما برود و نمی‌تواند! یعنی چه قدر باید این کار را تفسیر کنیم تا چیزی از آن دربیاید؟! کارکرد دست چپ و راست در این نوشته چیست؟ دیگر این که اگر قرار است این کار به همین کوتاهی نوشته شود، می‌شد باز هم چیزهایی از آن حذف کرد. یک نمونه‌ی کوچک: «دست راستش را داخل جیبش کرد.» شناسه‌ی «ش» در «جیبش» اضافه است. نمونه‌های بزرگ‌تر را خودتان پیدا کنید! این‌ها را در نشست داستان به آقای خاکیان گفتم امّا یا متوجّه نشدند یا تشخیص دادند که نباید عوض شوند!!!‏ دیگر این که سفارش اکید دارم که ایشان نباید این قدر کوتاه بنویسند. حالا وقت این طور نوشتن نیست.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:30  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

نجمه‌ي سلطانی؛ نمک‌نشناس

درود. اين هم يك نوشته از خانم سلطاني كه قطعاً‌ نمي‌توان نام «داستان» بر آن گذاشت. اميدوارم نوشته‌هاي بعدي ايشان،‌ داستان‌تر باشد! «ادامه‌ي مطلب» را بخوانيد و نظر بدهيد.‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 21:8  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

سلطانی؛ نجمه (عروس ده‌کده - مه‌پاره - مرشد و مارگاریتا)

درود. اين چند گزارش از خانم نجمه‌ي سلطاني است كه براي نمايش در وبلاگ آماده كرده‌اند. از ايشان سپاس‌گزارم. «ادامه‌ي مطلب» را بخوانيد و نظر بدهيد.‏

نظر اوّل!: قطعاً نثر گزارش‌ها و شيوه‌ي ارائه‌ي آن‌ها مي‌توانست بسيار به‌تر و فنّي‌تر از اين‌ها باشد. تقريباً‌با خواندن اين گزارش‌ها،‌ م هيچ چيزي از داستان‌ها دست‌گيرمان نمي‌شود! اين كم‌ترين انتظار خواننده است كه با خواندن متني درباره‌ي يك اثر، كم‌ترين اطّلاعات را درباره‌ي آن به دست آورد. اميدوارم نوشته‌هاي بعدي ايشان – و ديگر دوستان -  فنّي‌تر باشد!‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 21:4  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد. / احمد مولوی

درود. گزارشي كه مي‌خوانيد از احمد مولوی است و درباره ی رمان «پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد».

«ادامه‌ی مطلب» را بخوانید و نظر دهید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 11:21  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

یک شب اتّفاق افتاد / احمد مولوی

درود بر دوست داران داستان. داستان «یک شب اتّفاق افتاد» از احمد مولوی را که در نشست اخیر انجمن خوانده و نقد شد، برایتان می گذارم. «ادامه‌ی مطلب» را بخوانید و نظر بدهید. دو بخش بودن داستان در قلم، به خواست نویسنده است! (سپاس از رضای یزدان پناه برای آماده کردن متن.)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 11:8  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

فرزانه ی بیگی / گزارش شش داستان کوتاه

درود. گزارشي كه مي‌خوانيد از خانم فرزانه ی بیگی و دربار ه ی شش داستان از امريكاي لاتين است. «ادامه‌ی مطلب» را بخوانید و نقد و نظر فراموش نشود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 14:42  توسط غلام‌رضای صفّار  |